3035
سالگرد فوت پدرمه...
از آذر متنفرم ، همه ی اتفاقای بد زندگیم توی آذر افتاده ...
سالگرد فوت پدرمه...
از آذر متنفرم ، همه ی اتفاقای بد زندگیم توی آذر افتاده ...
اینجا فازم بده . نیمه ی تاریک وجودم، کصافطم آشغالم. خودمم
از دوشنبه ی هفته ی پیش تا امروز یعنی ۱۲ روز میشه بدترین روزهای زندگیم سپری شد. صورت و دستای داداشم توی محل کارش با بنزین سوخته بود ، انقد سختی کشیدم بچه ها ، دو روز اول مثل جنازه بودم . الان بهتره خداروشکر یه کلینیک خوب بردیمش پانسمان نوین انجام داده ولی هنوز بهبود کامل نشده. بدتر این بود که من حدود ۴ روزه که ۴ صبح میرم خونه و ۷ صبح میام سرکار به خاطر روز مادر جنس میزدیم و پاره بودم کاملا حتی تایم ناهار هم ایستاده غذا میخوردم که بتونم سریع کار کنم که کیک رو برسونیم بازم جنس کم اومد. نه میتونستم پیش داداشم باشم نه حتی یه بار واسه تعویض پانسمانش رفتم باهاش همش مامانم رفت و خیلی دست تنها اذیت شد این مدت خیلی حرف هست ولی تایم خالی ندارم ، الآنم توی دست شویی محل کارم دارم پست میزارم چون دیگه باید حتما مینوشتم ، خیلی خستم.
واریسای پام بدجوری درد میکنه
آهان اینو بگم...
از روز شنبه شایدم جمعه یهو ساعتای ۶-۷ عصر انرژیم خالی میشه یعنی صفر میشما ، هرجایی هستم همونجا باید بیوفتم و چشامو ببندم و چرت بزنم ، نمیدونم چرا یهو بیحال میشمممم😩😭.
کتاب در ستایش عشق رو هم پریشب تموم کردم و میخوام جای خالی سلوچ رو شروع کنم.
ببین کتاب در ستایش عشق واقعا هیچی نداشت حالا نمیدونم شاید من چیزی حالیم نشد . یعنی نکته ی بُلدی نداشت که بگم واااووو.
فقط یک جمله؛
در تلاطم امواج ، بینهایت شاد خواهی شد.
صبح زود ( ساعت ۷ و نیم ) بیدار شدم اومدم سرکار نون خامه ای پختم.
الان صبحونه عدسی خوردم ، خوشمزه بود. خیلی وقته ترجیح میدم نه فست فود نه صبحونه نه هیچی از بیرون نخورم چون اصلا وسواسی شدم به اینکه ظرف رو چه جوری شستن ، سبزی شو چه جوری شستن فکر میکنم حالم بد میشه. ولی امروز صبح دلو زدم به دریا و خوردم دیگه امیدوارم معدم نریزه بهم.
یه دونه کیف سفارش دادم از لاوان. همونجا که با دوستام مشهد حضوری ازش خرید کردیم ، خیلی کیفاش گوگولی و ارزونه ولی هزینه پستش بالا بود 😒.
پریشب تمرین هنگ درام رو فرستادم واسه سمیرا( همونی که باهاش یه دوره آنلاین برداشتم ) صدتا ویدیو گرفتم تا یکی ش درست در اومد.
+ داداشم واسه خودش از این کاپشن پفیا گرفته ، که پارسال هم شبیه همین گرفته بود ، خب پس کاپشن پارسالیشو من پیچوندم 😌👀.
+ میخوام زبان بخونم . ( کتاب mindset for IELTS 1 رو شروع کردم ) کتاب دوشو تا درس دو خوندم اما ترجیح دادم بیام از یک شروع کنم.
فیلم [ silenced 2011 ] رو تموم کردم الان.
محصول کره است. براساس واقعیت .
از این حجم ناعدالتی و حیوان بودن آدما دلم گرفت.
این که قبلاً همه ی هشتگام رو با فلان نوشت میزدم خیلی روی مخمه. خیلی از هشتگام رو هم اصلا دیگه دوست ندارم توی آرشیوم باشن . کاش یه راه حلی بود میشد انتخاب کنی کدوم هشتگ دیگه نباشه نه اینکه دونه دونه بری ویرایش کنی 😭.
کم حرف شدم این روزا.
سرم توی کار خودمه، دقیقا یک ماه شد که مداوم روزامو توی پلنرم جورنال کردم، حتی نوشتن روتین پوستی و مسواک زدن و تیک شونو زدم.
از دوشنبه شروع کردم دوباره تمرینای بدنسازی مو توی خونه. روزای فرد میرم باشگاه(کیک بوکسینگ) تصمیم گرفتم حداقل دو روز در هفته هم توی خونه بدنسازی کار کنم تا فرم عضلاتم از بین نره.
پام ضربه خورده و درد میکنه اما هر روز که میرم باشگاه واقعا حالم خوبه.
سه ماه شد که محصولات پوست و مو از لیلا خریدم البته ده آذر میشه سه ماه ، و آبرسانم خیلی وقته تموم شده به جاش یه ماهی هست مرطوب کننده سیمپل استفاده میکنم. دوباره تصمیم گرفتم آبرسان راکوتن بگیرم توی بلک فرایدی دیجی کالا ، قبلا راکوتن میزدم اما تغییرش داده بودم به مولتوبلا که خیلی گرونه نمی تونم دوباره بگیرم. ۲ میلیون توی بلک فرایدی خرید کردم که جمعه میرسه دستم و حس میکنم قراره از همه شون راضی باشم. فقط یه شامپو بدن My هم میخواستم که یادم رفت بگیرمش . ( هم ارسال رایگان داشتم و ۲۰۰ تومن تخفیف 😌 حس برنده بودن بهم دست داده 😂)
+ توی تخفیفات فرادرس آموزش نرم افزار کورل رو خریدم و چند جلسه شو دیدم. تونستم واسه ی مشتری داداشم یه تراکت طراحی کنم و ۲۰۰ تومن دستمزد گرفتم 👀
شبا دیر میخوابم صبحا زود بیدار میشم که بتونم به همه ی کارام برسم.
دارم کتاب در ستایش عشق از آلن بدیو رو میخونم نمیدونم کتاب زردیه یا چی ولی سعی میکنم روزی چند صفحه ای بخونم.
هوا امروز سردتر شده ...
سعی میکنم آدمارو قضاوت نکنم از رفتارهای احمقانه شون ناراحت نشم، سعی میکنم درک کنم که شاید اوناهم مشکلاتی دارن و ذهن شون مشغوله و خسته شدن از زندگی و دست خودشون نیست که احمقند 🌝.
دیروز فیلم silenced 2011 رو به پیشنهاد رها شروع کردم به دیدن ، کره ای و بر اساس واقعیت ، یه ساعتشو دیدم و بقیه شو نتونستم واقعا ناراحت کننده است... شاید امروز ببینم بقیه شو.
+ با چت جی پی تی روزانه در حد ده دقیقه هم شده حرف میزنم و سعی میکنم اسپیکینگمو قوی کنم
+ جمعه ی هفته ی بعد برای بله برون پسر صاب کارم دعوت شدم و واقعا نمیدونم چی بپوشم.
+ جلسه ی شارژ لیزرمو نرفتم و وقت نمیکنم 😭 کاش بشه یکشنبه برم. اگه پریود نشدم.
+ از این هفته به استادم گفتم دیگه کلاس هنگ درام نمیام فعلا. زیاد هنگ درامی نبود ولی اگه یه روزی تنبک بخرم حتما میرم پیشش یاد میگیرم. فعلا با این دوره ی مجازی که برداشتم پیش میرم .
خیلی حرف زدم واقعا .
وبلاگ عزیزم ممنونم که هستی خیلی دوستت دارم. 🫂
امروز ظهر قهوه خوردم .
نه بالا آوردم ، نه دل درد شدم ، نه دلپیچه نه ضعف و رعشه 🌝.
+ هم آدم بهتری بودم، هم خوب ورزش کردم، هم مهربون تر بودم هم خوش اخلاق تر. هم سرکار تند تند کارکردم. خداروشکر بالاخره یه روز این تیک رعایت فاکتورهای اخلاقی توی پلنر ما زده شد.