2141

قولنامه کردم و اشک شوق ریختم ... نمی‌دونم اشک چی بود ...

یادمه وقتی واسه لباس فروشیم هم رفتم بنر گرفتم این اشک رو ریختم ...

2140

از دست شقایق هم خیلی ناراحتم💔

2139

امشب کلاس زبان تشکیل نشد.

کارگاه با مرتضی تنها بودم و کشمشی زدیم ، دانمارکی زدیم ، تر و کیک رو فول کردیم و واسه ی قنادی دایی هم جنساشو اوکی کردیم ...

از دیروز صبح که بعد از یه هفته رفتم استخر تمام گردن و کت و کولم گرفته الآنم با یه کیسه آب گرم می‌خوابم که صبح زود بیدار شم.

عاره راستی دقیقا همون روزی که از دل‌درد داشتم میمردم و نرفتم استخر پریود شدم تا وقتی که مهمونامون برن تموم شدم.

امروز صبح هم رفتم بانک کارتمو اوکی کردم.

2138

با اینکه پره توی زندگیم خطر ...

اما می مونم و از مسیرم دل نمیکنم...

2137

خود همون کسی که رای منو میزد از اجاره کردن این قنادی خوده همون بهم انگیزه ی ادامه دادن داد...

میگه از منت و حسادت بقیه نترس به خودت ایمان داشته باش...

فردا انشالله قولنامه میکنم ، ۱۵ تومن از پولم کمه ، صاب ملک آدم خوبیه یه پیرمرد بازنشسته ی فرهنگیان ، میگه من رستم مشاوره بوده آدمارو از رفتار و برخوردشون میفهمم و بهم گفت که بهت اعتماد دارم...🌱💚

محرم پارسال هرشبش رو با مامانم رفتیم مسجد جامع امسال گمونم نتونم.

فردا صبح ریموت رو میگیرم (:

فردا انشالله شب برسم برم نظافت کنم مغازه رو [ اینجا قراره رویاهامو بسازم ]

2136

امروز اپیزود هفت از جافکری رو گوش دادم و واقعا مفید بود.

حد و مرز!

2135

سلام خوبین؟!

حس میکنم آلرژیم اوود کرده چشام داغه و از عصر یک‌سره عطسه میکنم.

2134

خدایا تنها توکلم به توعه...

2133

یه اتفاقاتی داره واسم میوفته که قراره روزام از این سخت تر بگذره.... و کارم زیاد شده.

۲۰ تومن بیعانه دادم فعلا واسه رهن یه مغازه.

2132

واقعا چرا این همه مهمون از شهرستان میان واسمون و این همه شب می مونن، واقعا نمیدونن چقد هزینه و خرج زیاده؟!