3225
کمرم خیلی درد میکنه .
نمیدونم چرا دارم گریه میکنم . واقعا نمیدونم.
احساس میکنم عمرم تباه شد و من هیچی نشدم. دلم نمیخواست ۲۷ سالم باشه. دلم ادامه دادن نمیخواد ... دلم میخواد تموم شه.
جالب این جاست هیچکس رو ندارم واقعا . هیچ کس رو ندارم که منو درک کنه.
این یکی دو روزه تایم خواب و بیداریم ریخته بهم . هروقت هم که میخوابم وقتی بیدار میشم دمای بدنم انگار ۶۰ درجهست کلا بدون لباس باید بخوابم انقدر گرمم میشه. کولر رو هم که روشن میکنیم سردم میشه لرزم میگیره. ریدم توی این سیستم بدنم.
فقط یه نفر بود که جلوش خود واقعیم بودم ، بی انگیزه بودم گریه میکردم خوشحال بودم کصخل بودم. هرچی بودم همون بودم اونم دیگه نیست.
همه ی لیوانا کثیفه توی ظرفشویی ، انقد بی حوصله ام که توی کاسه ی مناسب آبگوشت شربت درست کردم خوردم 🥲. حالم خوب نیست .
حتی نمیدونم الان روی مود چه آهنگی هستم که گوش کنم و باهاش این کارت ویزیت رو طراحی کنم.
نمیدونم واقعا بد پاچیدم یا دارم به خودم تلقین میکنم.
احساس میکنم موهام روی سرم زیادیه. ناخن هام روی انگشتام زیادیه. ناخن های خودم رو نمیتونم تحمل کنم چطور میخوام برم کاشت بزارم؟
امروز دندون پزشکی هم رفتم ، هم میخواستم راجع به جرم گیری سوال کنم هم بلیچینگ. شب هم با مامان رفتم ببینم میتونم کوله بخرم یا نه !
یه شومیز مشکی خریدم اصلا نیاز نداشتم نمیدونم چرا خریدم. وضعیت مالیم به چیزای دیگه نرسید، قیمت همه چی نجومیه . کلا ۵ تومن پول مونده واسم که اونو نگه دارم واسه شهریه . سه تومن دیگه هم صاب کارم باقی حسابم مونده اونم باز باید نگه دارم واسه شهریه دانشگاه. به کفش و کوله نمیرسه. حالا وقت کاشت ناخن هم گرفتم آه ندارم با ناله سودا کنم. منو چه به بلیچینگ و جرم گیری 😓
خیلی افسرده ام.