2215
جواز کسب تأیید شد و گرفتم😍😍😍
حال درست و حسابی ای ندارم، چراغ ویترینام مشکل دارن و خاموش میشن فکر میکنم باید ترانسش عوض بشه، نه تایمشو دارم نه حوصلشو،
چند تا قدم بالاتر از من یک قنادی بزرگ و شیک بازشده... دارم شکست میخورم و نمی تونم از پس قرض و بدهی هام بربیام... خستم و بی انگیزه و نا امید....
شقایق هم که خودش یه بحث جداست که اصلا نمی تونم راجع بهش حتی حرف بزنم و پست بزارم.
خب برای خودم یه چالش در نظر گرفته بودم و حتی یک روز هم نتونستم رعایت کنمش.
چالش برای عصبانی نشدن و داد نزدن ، امروز انقد عصبانی شدم و داد زدم که خدا میدونه، سفارشیا زیاد بودن و کارا بهم ریخته بودن اساسی ، همه چی داغون بود اصلا یه وضی
درددل عنه؟
همونو به رخت میکشنش موقع جروبحث پیش همه.
.
.
.
.
دمغم نافرم... دیگه تنهام این اطرافو ...
فک میکنم امسال با سرماخوردگی و مریضی کلا عجین شدم. آنقدر بد مریض شدم دیشب که خدا میدونه.
تولد زهرا بود رفتیم خونه ی دایی اینا وقتی برگشتیم انقدددرررر هوا سرد شده بود که لرز افتاد تو جونم .
خب سلااااام😍😍
امروز دوره ی جدید کلاس زبانم رو پر انرژی شروع کردم، دیشب تا ۲ شب داشتم ریدینگاشو میخوندم، تیچرم گفت که همونجوری که من خواستم این مدت یکم فشرده تر کار میکنه باهام.
صبح رفتم بهداشت و تائید صلاحیت بهداشتی برای جواز کسب رو گرفتم بالاخرههههه😍
و طبق قولم مستقیم رفتم و باشگاه ثبت نام کردم و بعد از اون برگشتم خونه سرکلاس زبان.
۷ میلیون پول زدم واسه آجیل و هنوز حدود ده میلیون از بدهیم مونده🥲
خب تصمیم گرفتم اینستاگرام رو به برنامه های مخفیم اضافه کنم نه برای اینکه از بقیه پنهونش کنم واسه اینکه واردش نشم، خیلی وقت تلف کنیه خیلی بیهوده اس، حتی وقتی وارد میشی تا یه پیج خاصی رو هم ببینی یهو میبینی بی خود و بی جهت دو ساعتت گذشت.
انشالله دوباره بتونم باشگاه رو استارت بزنم البته بعد اینکه جواز کسب رو موفق شدم واسه مغازه بگیرم.
امروز بهداشت اومد و فقط به هواکش و دیوار سرویس گیر داد ، یعنی کارگاه کاملا اوکی بود😍
اون دوتا رو هم امیر امروز اوکی میکنه انشالله فردا تائید صلاحیت بهداشتی رو میگیرم.
امروز صبح خیلی حالم بده بود بیش از حد یعنی، خیلی بالا آوردم. و کلا نمی تونستم تعادلمو حفظ کنم.
الان بهترم . فقط چشام درد میکنه.