2870
آهنگ ویترین از صادقلو رو چندین مرتبه گوش کردم و این [ طرح ] رو زدم. مثلاً لیوانه! تکلیف فردام بود. زیاد خوب نشد ولی بهتر از فکر کردن و گریه کردن بود.
البته که سردردم.
خیلی وقت بود آهنگ گوش نکرده بودم ، البته به جز تتلو منظورمه.
آهنگ ویترین از صادقلو رو چندین مرتبه گوش کردم و این [ طرح ] رو زدم. مثلاً لیوانه! تکلیف فردام بود. زیاد خوب نشد ولی بهتر از فکر کردن و گریه کردن بود.
البته که سردردم.
خیلی وقت بود آهنگ گوش نکرده بودم ، البته به جز تتلو منظورمه.
نه دوستی دارم نه دوستی میخوام نه از کسی توقع دارم. من تنهام تا آخر عمرم. همین
تو
که باعث شدی امشب این طور زیر دوش اشک بریزم.
از دست خودم عصبانی ام.
و بحث امروز رو هیچ وقت یادم نمیره و عاره عزیزم واقعیته ، بچه نیستم که سر خودمو گول بمالم . واقعیت همینه .
و خدا میدونه که چند سال دیگه باید بگذره تا من این مسائل یادم بره.
و من چقد بی کسم. هیچ دوستی ندارم که الان زنگ بزنم بهش زار بزنم و کصشر بگه حتی منو سرزنش کنه.
دوستام در حال خوشگذرونی با دوستاشون ، با نامزدشون ، با شوهرشون و ... هستن .
و عجب خدا این سرنوشت رو گذاشته توی دامن من. خدایا شکرت.
هنوز بزرگ نشدم هنوز بچه ام .
ساعت ۵ اومدم خونه بعد از مدتها زود کارم تموم شد و خواستم به کارای عقب افتادم برسم ، برق مون رفته بود و هنوز نیومده. از ساعت ۲ و رب تا الان و اداره ی برق هم جواب نمیده. الان ۶ ساعت و نیمه !!!!!
فقط دراز کشیدم و از گرما پختم .... واقعا ریدم توی این رسیدگی شون.
دو قسمت از how I met your mother رو دیدم و گس وات؟! مارشال کیه؟! بابای آلیس توی shrinking! 😑.
آره اتفاقا اولین باری که سیگار کشیدم از ذهنم پاک نمیشه خاطرش.
آبان ۹۹ . بارون هم میومد هوا هم سرد بود.
منتها عکس سیگار کشیدنم توی کل فامیل دست به دست چرخید.
خوب بود بچه ها زیادم بد نشده بود فقط وانیل زیاد ریخته بودم یکم طعم تلخ وانیل رو میداد . نه اون تلخی اسپرسو که خوش خوراکه ، یه تلخی که اگه وانیل زیاد بریزی تلخ میشه ، با اینکه میدونستم یادم رفته بود.
اگه برگردم عقب؟! حتما این هشتگ رو از چند سال پیش شروع میکردم. خیلی اولین بار ها داشتم تو زندگیم ، یادشون بخیر.
نمیدونم اگه خاطره های خوب بیشتری باهاش داشتم کمتر عذاب میکشیدم یا بیشتر ... ولی این خاطرات بد منو داغون کردن ... امروز کنکور تجربی بود .
۱۸ سالم بود بابام خیلی اخلاقش بد بود و همش اذیت میکرد و نمیذاشت واسه کنکور درس بخونم حال روحیش هم دوباره خراب شده بود خیلی خراب .... دوباره بردیم گذاشتیمش روی تخت تیمارستان تا بعد کنکورم ... پتو رو گذاشتم تو دهنم که صدای هق هقمو بقیه نشنون ....
چه کنکوری ؟! عاخ من بمیرم الهی که یه دانشگاه و رشته ی خوبی هم قبول نشدم و انقد اذیتت کردم...
پفک دوست داشت ، بابام خیلی پفک دوست داشت .... هیچ وقت جلسه ی پدران مدرسه مو شرکت نکرد یا توی اولیا مربیان نبود ، به خاطر حال روحیش .... یعنی خودمم دلم نمیخواست بره . تف به من تف به من تف به من ... خیلی مهربون بود بابام ... بخدا خیلی مهربون بود .
چند شب پیشا کتاب نهجالبلاغه بابام رو باز کردم ، ببین اصلا نمیدونم چیشد که وسط خوندن کتاب « دنیای سوفی » یهو دلم خواست نهجالبلاغه رو یه نگاهی بندازم ، فک کن از سال ۹۷ که بابام رفت.... تا الان لای این کتاب باز نشده بود ، باز کردم .... دست خط بابام اون تو بود .... نوشته هاش..... همین الان دوباره چشمام پر اشک شد ، اون شب انقدر گریه کردم که چشام دو تا کاسه ی خون شد .... حالم که بهتر شد عکسشو میگیرم ...
کی میتونم خودمو ببخشم ؟! ....
کاش تموم خاطره هایی که از یه آدم داری به آخرین خاطره ، آخرین روز و آخرین رفتارای بد تو ختم نشه ... کاش انقدر بد نبودم ... دلم برات تنگ شده. زیاد . منو ببخش ... منو ببخش.
این دنیا خیلی کثیفه من حوصله ی این دنیارو ندارم کاش منم ببری پیش خودت.
خیلی دوست داشتم یه بار تیرامیسو درست کنم تا حالا درست نکردم بودم ، در واقع تا حالا نخوردم بخوام صادق باشم.
امشب درست کردم و منتظرم فردا بشه بخورم ببینم چی شد ! اما یکم از کرمش خوردم خیلی بد طعم شده بود ، حیف مواد اولیه 🥲. واقعا حیف.
کیک بستنی با طعم تیرامیسو خورده بودم قبلاً خیلی دوست داشتمش 😭. دلم تیرامیسو ی خوش مزه میخواد ، چرا واسه من انقد بد طعم شد.
نظرای سریال the last of us رو میخوندم و از اینکه اینقدر نظرات منفی بود و مردم دوست نداشتن غمگین شدم.
پس چرا من دوست داشتم؟!
دو روز خیلی پر کاری داشتیم و سخت ...
خستگی کاری یه طرف خستگی اعصاب یه طرف ، از کل کل کردن توی محیط کار بیزارم . امروز هم مجبور به داد و بیداد شدم و بابتش ناراحتم خیلی اعصابم خورده...
همین الان رفتیم با موتور جدید داداشم یه دوری زدیم 🏍️
فعلا اینجا حالم خوبه این دو ساعت در هفته ❤️.
خسته بودم خیلی خوابم میومد اما فیریک زدم که امشب The last of us رو تموم کنم و همین الان فصل دوم هم تموم شد. با قسمت ۶ فصل دوم خیلی گریه کردم 🥲. تا لحظه ی آخر جوئل رو دوست داشتم و حتی یک لحظه هم ازش بدم نیومد....❤️🫂
ولی توقع نداشتم آخرش اینجوری تموم شه واقعا توقع پایان بهتری داشتم.
+ همین الان یهو یه لحظه گوشم سوت کشید خیلی ناجور ، واسه لحظه ای کر شدم 🤷🏻♀️.
قسمت دوم از فصل دوم The last of us رو دیدم.
جوئل مرد 😭😭😭😭 و خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم هیچ فکر نمیکردم اینجوری بمیره🩸🧟♀️
✅ دانشگاه هیولاها رو با مامانم دیدیم و یه عالمه لوبیا سبز پاک کردیم و خورد کردیم باهم.
+ دیشب از سرکار اومدم خونه ساعتای ۹ بعد نون بربری کنجدی داغ دیدم روی اپن. هوس نون پنیر گردو گوجه خیار با نون داغ کردم ، خیلی چسبید خیلی خوشمزه بود😭.
با مامانم کارخانه ی هیولاها رو دیدیم امشب .
بعد داداشم از در اومد داخل یهو گفت مگه شما اینو ندیدین قبلا؟🙄
فک کن من شرک ۲و۳و۴ رو تازه امسال دیدم بعد از من توقع داره سالیوان رو دیده باشم.
واسه این که عروسکش خیلی نرمالو و نازه دوست داشتم انیمیشنش رو ببینم . بعدی ش رو هم دانلود کردم به زودی میبینم 🥳.
تا قسمت ۷ The last of us رو هم دیدم واقعا دوسش داشتم تا اینجا🥲.
یه نفر که خیلی بدقوله و موقع خوشیاش اصلا اسم منو فراموش میکنه و کافه و تفریح و چیتگر و کاشت ناخنش با بقیه است و منو که میبینه همش ناله اس!! ازم پول قرض میخواست و من گفتم ندارم. الان نصفه شبی ذهنم درگیر اونه.
و اینکه قبل خواب از دلش در آوردم حرفای زشتی که زده بودم و واسه صبحونهش اوتمیل درست کردم 👀.
البته قبل دعوای دیشب با مامانم من نفرت انگیز ۴ رو دیدیم. قبلا نصفه دیده بودیم دیگه دیشب بقیه شو دیدیم.
خیلی دوسش دارم😭.
بک گراند گوشیم یه چند روزی مینیونه🍌.
یعنی باید تا آخر عمرم درباره ی اینکه نمیخوام خودمو بیمه کنم و نمیخوام ۵۰ سالگی به بعد از بیمه حقوق بگیرم با مادرم بحث کنم! داد بزنم ! موجب به بی احترامی بشه!!!!!!