1954
یه دختره هس تو اینستا چندسالی هس که فالوش دارم خیلی خوب و خوشگله ... اسمش ریحانه اس. بعد اون دیروز یه سایت معرفی کرد که رایگان فتوشاپ یادمیده ... میخوام یادبگیرم امسال . به اهدافم اضافه شد (:
یه دختره هس تو اینستا چندسالی هس که فالوش دارم خیلی خوب و خوشگله ... اسمش ریحانه اس. بعد اون دیروز یه سایت معرفی کرد که رایگان فتوشاپ یادمیده ... میخوام یادبگیرم امسال . به اهدافم اضافه شد (:
خب اولین موفقیت سال 1400 :
خوندن کتاب مغازه ی خودکشی رو تموم کردم. {عکس}
اخرش واقعن شوکه شدم. شخصیتی توی این کتاب بود به اسم آلن که پدر و مادرش از روی اسم متخرع آلن تورینگ این اسمو واسش گذاشته بودن. این شخصیت برخلاف بقیه ی اشخاص خیلی شاد بود و در جهت شاد کردن بقیه کوشا. اما در اخر داستان که روی همه تاثیر گذاشته بر اثر اتفاقی که از پنجره میوفته و بقیه دارن سعی میکنن بکشن اونو بالا خودشو رها میکنه واقعن شوکه شدم و چرا؟!!!!
یه سرچ کردم راجع به الن تورینگ ... خیلی مرد موفقی بوده انگار ولی در 1952 متوجه میشن که همجنس گراست و در اون زمان در *بریتانیا این جرم بوده پس توی دادگاه بهش دوتا حق انتخاب میدن. یا زندان یا اختگی شیمیایی که دومی رو انتخاب میکنه. و در نهایت منجر به افسردگی و خودکشیش با سیبِ مسموم به سیانور میشه در تاریخ 7 ژوئن 1954. اختگی شناسی هم چیز جدیدی بود که باهاش اشنا میشدم که یه روش برای اخته کردن از طریق داروهای هوس کاه بود.
*و بریتانیا .... هیچ چیزی راجع بهش نمیدونستم ... پایتختش لندنه. امیدوارم این چیزا یادم بمونه. (:
نویسنده ی کتاب ژان تولی بود یه سرچ کردم و متوجه شدم همسرش بازیگر فرانسوی میو میو عه.
خب سه تا فیلمی که توی ویکی پدیا بهش اشاره شده رو باید ببینم
-ژرمینال
-کنسرت
-یک نابغه دو شریک و یک دل ساده
و مترجم این کتاب هم احسان کرم ویسی بود (:
و از شخصیت های مهمِ دیگه ی این کتاب اینا بودن :
- ون گوگ
- میشیما
در ابتدا میخوام راجع به ون گوگ صحبت کنم. اولین ترمی که رفتم دانشگاه استاد ترابی استاد گفت و شنود1 پرسید چرا اومدی رشته ی زبان. و من گفتم که من خیلی به نقاشی علاقه داشتم و خانوادم مخالف بودن که دبیرستان رو برم هنرستان و نقاشی بخونم و من به اجبار اونا تجربی خوندم و در اخر اتفاقی مترجمی زبان روهم بین رشته های انتخابی زدم و قبول شدم . بهش گفتم من از زبان متنفرم چون یادگیریش واسم سخته. اونجا بود که بهم گفت وقتی انقد با جدیت میگی از بان متنفری و نقاشی رو دوست داری اسم یه نقاش معروف رو بگو ببینم. و من قاصر بودم و یکم فرو شکستم .... بچه بودم هنوزم هستم اما میخوام سعی کنم بزرگ شم و یاد بگیرم. قبلن کتابارو میخوندم و سر سری به صرف اینکه یه کتابی خونده باشم و یه تزی داده باشم رد میشدم اما واقعن باید اموخت و به خاطر سپرد.
توی ویکی پدیا راجع به ون گوگ خوندم یه نقاش معروف ... خیلی از نقاشی هاشو دیدم حتی روی جوراب های قشنگ که این روزا ترند شده هم چاپش میکنن.... اسم برخی از نقاشی هاش اینان:
تک چهره
خودنگاره
چشم انداز
طبیعت بی جان
سرو
گشتزار گندم
گل آفتابگردان
فهمیدم که توی سالای پایانی عمرش هعی افسرده تر میشد و با این حال تنها توی 2 ماه پایانی عمرش 90 تا اثر به جای گذاشت. او به روانشناسی که کامی پیسارو بهش معرفی کرده مراجعه میکرد. در 29 ژوئیه ی 1890 در سن 37 سالگی بر اثر شلیک گلوله به شکمش انگار خودکشی میکنه. و آخرین جمله ای که قبل مرگش به برادرش تئو میگه اینه که غم برای همیشه باقی خواهد ماند. و تئو هم 6 ماه بعد میمیره. و اینکه اسم واقعی ونسان ون گوگ وینسنت ویلم فان خوخ بوده و همچنین هلندیه.
خب اینارو توی ویکی پدیا فهمیدم و امیدوارم یادم بمونه.
فرد بعدی که توی این کتاب از اسمش به عنوان پدر آلن الهام گرفته شده بود میشیما بود که باز هم راجع بهش سرچ کردم. که شخصی به نام یوکیو میشیما هست که این نام ادبیشه و در اصل هیرائوکا کیمیتاکه 平岡 公威، هست. اصلن همچین شخصی رو نمیشناختم. از بزرگ ترین نویسندگان سده ی بیستم ژاپنیه و سه بار کاندیدای جایزه ی نوبل ادبیات شده. خودشو به روش هاراکیری کشته. توی این کتاب و توی مغازه شون هم این روش رو داشتن. یه نوع روش خودکشی ساموراییه و از طریق پوشیدن کیمونو و شکم دردین با شمشیر انجام میشه.
مهمترین آثار میشیما عبارتند از:
یکی از شخصیت های جذاب این داستان مرلین دختر خانواده بود که همش احساس پوچی میکرد و توی جشن تولدش پدر و مادرش تصمیم میگیرن چیزی بهش هدیه بدن که اون احساس کنه توی مغازه جایگاهی داره و هم اینکه از این طریق به مغازه رونقی بدن. اونا سمی به بدنش تزریق میکنن که از طریق بوسه با هر فردی اون فرد میمیره. و وقتی میفهمه که عاشق نگهبان قبرستان شده خیلی ناراحت میشه که نمی تونه عشقشو ببوسه پس آلن بهش میگه که من اون سم رو با گلوکز شیرین جابه جا کرده بودم و اون با ارنست ازدواج میکنه. حالا اسم این شخصیت از اسم بازیگر خواننده و مانکن معروف امریکایی یعنی نورما جین مورتنسون که به مرلین مونرو معروفه گرفته شده بود. در تاریخ 5 اوت 1962 در کالیفرنیا بر اثر مصرف بیش از حد داروهای خواب آور خودکشی کرده و جسدش در قبرستان وست وود در لس انجلس به خاک سپرده شده.
اینم فیلماش :
فک کنم خیلی بیشتر از مخ معیوبم راجع به این کتاب تحقیق کردم واقعن وات د فاک.
صوتی این کتاب هم هست انگار با صدای هوتن شکیبا.
و تمام (: