2257

آدم های که روزگاری باهاشون اوقات خوبی رو میگذرونیدم ممکنه خیلی زود تبدیل بشن به آدمایی که ازشون متنفریم.

2256

احتیاجم یه تنهایی مطلقه ، واقعا از هیاهوی آدما بیزارم ... دلم میخواد تنها باشم ‌...هعی

2255

خدایا چرا اینجوری شدم همش ناراحت و افسرده و بی انگیزه و بی هدف ...

حالم خوب نیست یه چند وقته ....

بی من میگه باید میومدی کشمشی رو کمک میکردی انگار ننش با این حال بدش سه تا فر رو خالی کرد و پر کرد

فک کن یه نیرو آورده واسه کمک بعد همه ی نیروها باید درخدمت اون یه دونه نیرو باشن و دست کمکش ! هه واقعا جالبه

2254

فک کن به بدترین حالت ممکن پریود باشی ازونا که اصلا خون ریزی قطع نمیشه و روز اولت باشه ! یه صاب کار گوه اخلاق داشته باشی که حتی وقتی میخوای اخلاق گوهش رو نادیده بگیری هم باز اعصابت خورد میشه و پسرش که از خودش گوه تره بیاد کمکتون سرکار برای شب یلدا و بعد از همه ی اینا از ساعت یک شب تا الان بمونی برای کاردستی مدرسه ی دخترش کمکشون کنی.

واقعا من کم آوردم ، قبلاً اخلاقم خیلی بهتر بود و این روزا محیط کار سریع بهم میریزه منو و ناراحتم می‌کنه ... کاش هیچ وقت قنادی رو تجربه نکرده بودم .

و در نهایت میبینم هیچ استعدادی برای هیچ کاری ندارم .

حتی برای زیستن بی استعدادم.

2253

جلوی یک نفر تمام انرژی های خوب و حس های همدلی و نوع دوستی و تمام صفات خوبمو از دست میدم و میشم پست روزگار.

2252

از آدما بیزارم.

2251

شکرخدا که سرپناه داریم.

2250

امروز قراره چگونه شروع بشه !!!!!

خواهش میکنم به اعصاب خودت مسلط باش و از شیرینی دوری کن و دوباره به خودت افتخار کن❤️

2249

چرا باید روزم رو با خوردن باقلوا شروع کنم که دندون درد امونم رو ببره 😫

امروز ۲۲ آذر قول میدم که همین الان خوردن باقلوا و شیرینی رو تموم کنم.

توی این چالشی که شروع کرده بودم فقط دو یا سه روز فکر میکنم تخلف کردم.

یه روز به خاطر خوردن مافین . و دیشب به خاطر همه چی💔

2248

واقعا امشب خیلی زیاده روی کردم ، کلی باقلوا و ماکارونی چرب و چیلی و نوشابه 😫😫😫😫 واقعا از خودم معذرت می‌خوام .

این هفته کلا با لاته زنده بودم و کار کردم.

هر شب تا دیر وقت سرکار و صبح زود کلاس زبان.

امیدوارم هرچه زودتر شب یلدا تموم بشه و نفس راحت بکشم.

فردا هم آخرین جلسه ی کلاس زبانه و امیدوارم بتونم زود بیدار شم و مثه امروز خواب نمونم!!!!!

چند شبه پیگیر اخبار تتلوعم ... من از خیلی سال پیش آهنگاشو گوش میکردم دقیقا از وقتی که آهنگ یه چیزی بگو رو با آرمین خوند حتی فکر کنم قبل تر بود پنجم دبستان بودم فک کنم دیگه.

خیلی شبا تا صبح با آهنگای تتلو گریه کردم ، خیلی روزا منتظر آهنگ بعدیش بودم ، خیلی روزا با آهنگش آروم شدم ، یادمه که سال ۹۷- ۹۸ خونه رو جارو میزدم و هندزفری میزاشتم با آهنگ داد نزن ، داد میزدم و میخوندم ...خیلی روزا عاشقی کردم که البته خوشحالم که ازون دوران زیاد خاطراتی توی ذهنم نیست و دارم پاکشون میکنم

ولی در کل همه جای زندگیم ردپای آهنگاش هست ، می‌دونم که بد شد عوض شد و اینی که هست پسند نیست ولی خب نمیتونم این حقیقت رو که من یه تتلیتی بودم کتمان کنم ، هرچند که خیلی جاها و توی خیلی جمع ها بودم که بهش فوش دادن و ازش بد گفتن خیلی سال پیش و من هیچی نگفتم اصلا گفتم نه گوش نمیکنم چون نمی‌دونم واقعا چرا ولی اینجا که واسه ی خودمه اینجا نمی تونم حرفای دلمو نگم ...

شب بخیر.