2442
هر وقت توی وبلاگ های بروز شده ی بلاگفا میگردم ، چیزی که باعث میشه یه وب رو دنبال کنم ، داشتن تم ساده اس،
و عنوان های کوتاه ، و آرشیو طولانی :) .
امشب خوابم نمیبره.
هر وقت توی وبلاگ های بروز شده ی بلاگفا میگردم ، چیزی که باعث میشه یه وب رو دنبال کنم ، داشتن تم ساده اس،
و عنوان های کوتاه ، و آرشیو طولانی :) .
امشب خوابم نمیبره.
با تشکر از دوست قشنگم، نسیم عزیزم که همیشه سلیقه اش توی سریال بیسته من Gilmore Girls🍂🧣🐿️ رو شروع کردم و قسمت ۱۱ هستم و از افسردگی تموم شدن فرندز در اومدم.
هوم.... خیلی سریال لطیفیه🥲❤️.
کتاب ناتور دشت رو هم این روزا میخونم.
راستی بچه ها من دیروز کنکور دادم🥲.
و برام دعا کنید رشته ای که دوست دارم قبول بشم.
۶ ماه به این رشته فکر کردم. شاید بیشتر !!!
رشته ی مالتی مدیا [ چندرسانه ای ]
من واقعا خوب جواب ندادم سوالا رو چون هیچی بلد نبودم ، اما نبودم چرا به دلم افتاده قبول میشم 🪐.
اگر قبول شم قطعا اتفاقای جدیدی قراره واسم بیوفته و زندگیم از این یک روندی خارج میشه.
و خیلی بهش فکر کردم، حتی به اینکه بعد ارشد رو چیکار کنم هم فکر کردم، انقد جدی ام راجع بهش.
هوم ...
چندین روزه که خیلی شدید دل درد و کمر درد داشتم، امروز که کلا بی حال بودم و فقط میخواستم دراز بکشم ، هرچی بزرگتر میشم هفته ی قبل از اینکه پریود بشم بهم بیشتر سخت میگذره.
همش ولع دارم یه چیز خوشمزه بخورم و همش خوابم میاد و دردای شدید.
و بالاخره امروز خیر سرش شد.
زانو درد هم منو کشت امروز ، حتی یه پله رو هم به زور میرفتم.😫
راستی راستی [ موتور داداشم😍🥳🛵] پریروز گرفت 😍 خداکنه مراقب باشه فقط.
دیروز رفتیم یه ذره دور زدیم.
اگه بگم امروز هشتادمین روز زبان ایتالیایی من با دولینگو بود باور میکنین ؟!
حتی شده یه کوچولو در روز ولی هر روز بوده😍.
دیشب کلی با شقایق چت کردم
قبلش حالم واقعا خراب بود و کلی گریه کردم. مامانم خواب بود و امیر با دوستاش بیرون بود، تازه سریال فرندز رو تموم کرده بودم و دلم یه خوراکی خوشمزه میخواست که نداشتیم، یهو پوقی اشکام ریختن، البته اینکه نزدیک پریودمه هم بی تاثیر نیست،
با شقایق حرف زدم یه خورده سبک شدم.
خب احتمالا بدونی وقتی میگم امشب میخوام قسمت ۱۷ و ۱۸ از فصل ده رو ببینم یعنی چی 💔😭
و نمیدونم باید خوشحال باشم که سرکارم و کارم قراره طول بکشه یا ناراحت💔
چه زود گذشت واقعا ، میشه گفت نهایت ۴ ماه، برای ده فصل.
و وقتی یه قسمتهایی خاطره هایی از فصلای اول رو مرور میکنن فک میکنم که وااو انگار دو سه سال پیش این قسمتارو دیدم🥲
چرا عمر حال خوبم اینقدر کم دوام شده .
کلا جدیدا میل زیادی به بی حوصله بودن، بی انگیزه بودن و غمگین بودن دارم.
حتی اگه دلیلی نداشته باشم باز دلم میخواد غمگین باشم.
برم یه گوشه توی غمِ بی دلیلِ بی پایانِ خودم دق کنم.
میخوام تا آخر تابستون پس اندازم بشه ۲۰۰ میلیون.
اوه گاد
قسمت ۱۶ . فصل ۸.
احتمالا دیگه هیچ وقت نخوام این قسمت رو ببینم
عاشق احساسات خالصانه ی جویی شدم ... خدایا
نمی تونم جلوی گریه مو بگیرم💔
این صفحه رو واسه تیر کپی گرفتم و ۶ تا هدف نوشتم
✅ تغذیه ی سالم
✅ ورزش
✅ روزی ۸ لیوان آب خوردن شایدم بیشتر😌
✅ زود عصبی نشدن😤
✅ شیرینی نخوردن
✅ ایتالیایی خوندن
امیدوارم تیرماه خوبی داشته باشم ، با توجه به این که تمام اعیاد تموم شدن و انشالله از این به بعد. به موقع کارم تموم شه و زود بیام خونه.
ساعت نه رسیدم خونه ، یه دوش گرفتم و کشو هارو ریختم پایین تا بتونم چندتا لباس تابستونی خنک پیدا کنم تا هم پول ندم واسه خریدن لباس جدید این تابستون و هم آبپز نشم. خورشید لعنتی یکم یوااااااااش☀️
متنفرم از تابستونی که قرار نیست با بیکینی کنار ساحل لش کنم و قراره این گرمای نفرت انگیز رو توی دمای ۴۰۰ درجه ی کارگاه قنادی تحمل کنم fuck.
ترکیب هم اتاقی بودن ریچل و جویی رو دوست دارم.
مهربون بودن خالصانه ی جویی، واسه اینکه هرطوری شده ریچل رو نگه داره
گاهی اوقات راس منو خیلی عصبی میکنه 😤.