جمعه رفتیم تهران خونه ی اون دخترداییم که باباش فوت کرده واسه عرض تسلیت .

شنبه رفتم ناخن گذاشتم. به رنگ قرمز تیره . رنگ و فرمشو دوست دارم ولی زیرش یکم نامرتبه . کلا من نتونستم ناخن کار خوبی پیدا کنم هیچ وقت .

امروز با داداشم یه تابلو برای ارسال رو بسته بندی کردیم حسابی.

دیروز یه کارت ویزیت طراحی کردم. یه تابلو سردر مغازه . یه منوی کافه رو ادیت زدم. همه ی دایرکت ها و کامنت های اینستاگرام رو جواب دادم ولی مشتری قطعی نبود کسی.

امشب هم دایی‌م اینا می‌خوان بیان خونه مون. مامانم رفته خرید . دوش گرفتم دارم چایی میخورم . می‌خوام کتاب سووشون رو تموم کنم خیلی وقته همه جا کنار دستمه و اون کششی که باید رو‌ نداره.

دانشگاه هم که نرفتم همه توی گروه گفتن که هفته ی اول رو نریم منم گفتم باشه

حوصله ی وبگردی و کامنت گذاشتن ندارم. کلا حوصله‌م ته کشیده . نمی‌دونم چه اتفاقی قراره حال روحی‌مو خوب کنه.