دیشب قسمت ده از سوپرنچرال رو دیدم . داشتم می‌خوابیدم که باز ترسیدم انگار چیزی توی اتاقه رفتم پیش مامانم خوابیدم به بهانه ی اینکه اتاقم گرمه و دستام درد می‌کنه ماساژ بده. باد کولر مستقیم میزد بهم باز بینی‌م گرفته و حالتای سرماخوردگی برگشته.

من تقریبا تازه یه ساله عادت کردم تنها توی اتاق بخوابم قبلا همیشه باید پیش کسی می‌خوابیدم، از تنهایی خوابیدن می‌ترسیدم. البته به جز اون موقع که رامین زنده بود که مجبور بودم توی اتاق بخوابم. حالا این سریال باز داره کاری می‌کنه من بترسم. نمی‌دونم ادامه بدم یانه.