دیروز که کارگاه نرفتم اصلا خودشون بودن. امروز دختر صاب کارم مغازه بود من کارگاه تا ۹ که دوباره همه شون رفتن تهران. یعنی قشنگ دهنم سرویس شد . هم کیک سفارشی بود هم دانمارکی نون خامه ای ، تر .

خلاصه دیروز که در مغازه بیکار بودم گفتم بیام این هشتگای وبمو درست کنم. یعنی چی که از چندین سال قبل که واسه دوران جهالت بوده باید هشتگ با اعراب گذاری داشته باشم. و هشتگ یه چیزایی که اصلا نیاز نیست 😫. دویست تا هشتگ عاخه؟ تا جایی که تونستم دیلیت و ادیت کردم . بعضی پستای قدیمی‌م خیلی ناراحت کننده بود بعضیاهم خیلی خنده دار، چقد عوض شدم من خب . هنوز اونایی که بیشتر بودن رو دستم نمیره ادیت کنم. دیشب همینجور که داشتم ادیت میکردم دوتا خانوم اومدن کیک خریدن یکی شون گفت وای چقدر قیافه‌ت خسته و رنگ پریده است مطمئنی خوبه حالت؟ و گفتم عاره بابا عالی‌ام. 😃 هیچی دیگه همون موقع پریود شدم. تو آیینه دیدم خودمو هیچ فرقی با گچ دیوار نداشتم. ولی واقعا پی ام اس خوبی بود. یعنی نه جوشی نه تغییر خلق و خویی نه دل‌درد و کمردردی ، از معدود دفعاتی بود که من دو سه روز قبل پریودم اصلا هیچ علایمی نداشتم . شاید به خاطر اینه که ورزش میکردم این چند وقت خوب خوابیدم و همه ی غذاهایی که خوردم سالم و پروتیینی بودن و خب سیگارم نکشیدم .

الآنم فقط خیلی پا دردم از لگن به پایین فلجم.