خدایا شکرت بالاخره منو مامانم دیروز موفق شدیم بریم چشم پزشکی . مامانم یکم ضعیف شده بود نزدیک بینش ، اما واسه من عالی بود ، فقط یه قطره نوشت واسه وقتی خسته میشم.

+ امروز رفتم ناخنامو ریمو کردم ، الان تایپ کردن واسم یه جوری شده ، اون موقع که کاشتم اولش به جوری بود حالا که برداشتم هم یه جوریه.

این مدت خیلی کارمون الکی زیاد شد . الان مغازه ام، صاب کارم رفتش خواستگاری پسرش.

البته من رفتم باشگاه و دوش گرفتم بعد اومدم سرکار دوباره ، همکارم سرماخورده نمی تونست تا شب بمونه.

+ بعد حموم زدم بیرون الان سردرد شدم حسابی ، خداکنه سرما نخورم فقط ، چشامو سرم خیلی دردمیکنه.

این دو سه شبه رسیدم خونه بیهوش شدم ، نه تونستم مسواک بزنم نه روتین پوستی نه قرص ریزش مو ، نه زبان نه ورزش نه هیچی. باشگاه به زور رفتم.

انقد هم شیرینی خوردم دو روزه اندازه کله خر. خدایا از فردا رژیم ورزش ، قسم میخورم.