خیلی خستم خیلی خیلی زیاد.

تا ۹ و نیم سرکار بودم کلی کیک خوردم نمیدونم چرا پرخوری عصبی گرفتم 😭

دارم بیهوش میشم فقط نمیدونم چرا لازم دونستم که حتما بنویسم.

کتاب قمار باز رو تموم کردم ، تا صفحه ی ۱۲۳ عملا هیچی نمی فهمیدم همه چی گنگ بود واسم ، از وقتی بابوشکا وارد ماجرا شد اصلا همه چی ریتم گرفت بقیه ی کتاب رو یک ساعته خوندم.

بد نبود جالب بود، واقعا شور و هیجان قمار کردن رو خیلی خوب به تصویر کشیده بود ، یاد وقتی افتادم که با بچه های فامیل پاسور ۲۱ باز می‌کردیم. زندگی‌ هم همینه فک کنم.

+ یه کلاس آنلاین ۱۲ جلسه ای هنگ درام برداشتم چون قیمتش خیلی خوب بود، ۲ جلسه از کلاسای‌حضوری این ماهم مونده که بعدش احتمالا دیگه ثبت نام نکنم ،خدا کنه این آنلاینه دروغکی نباشه و چیز خاصی هم یاد بده ، متنفرم از اینکه پولمو‌ توی جوب بریزم چون کونم داره پاره میشه واسه پول در آوردن.