مسواکم از دستم افتاد تو دستشویی ، انداختنمش دور ، یه مسواک بنفش برداشتم ولی مثل اون قبلی نرم نیست.

+ روند شست و شوی موهامو و مراقب پوستم رو پیش میبرم به جز دوشنبه که پریود بودم و حالم خیلی بده بود و از زندگیم به طور کامل تا امید بودم. ۵ تا جوش زدم روی پیشونیم نمی‌دونم واسه آبرسان جدیده یا پریودی.

++ قرار بود سه شنبه اولین جلسه ی کلاس هنگ درامم باشه اما کنسل شد استادم تصادف کرده . استاد ندیده ای که راهی بیمارستان شد. البته خیلی بهتر چون اصلا تایم واسه این یکی رو نداشتم.

+++ سه چهار روزه که مثل خر میخورم فقط ، برای مثال امروز باقلوا /میشکا /ساقه عروس/ شیرینی خشک/ کیک/ رولت / بستنی / دست خودم نیست والا. سه کیلو اضافه شدم توی این یک هفته.

و بگم که از یکشنبه تا دیروز هرشب تا ساعت ۱۲ و نیم یک سرکار بودم. امشب دیگه ده اومدم. و پاره شدم.

سه شنبه یک لحظه هم خونریزیم قطع نمیشد انقد حالم بد بود ، یکی از بدترین پریود های عمرم بود.

+ این وسطا به بدبختی انتخاب رشته کردم. خدایا خودت هرچی صلاح میدونی ، امسال خودت یه جوری زندگیمو تغییر بده دیگه خسته شدم. به امید خدایی که نور رو آفرید ، چند شب پیش ماه‌گرفتگی رو نشون مون داد و مدیر کمپانی بستنی میهن رو آفرید.