قرار بود امروز بعد از کلاس طراحی تعطیل کنم و دیگه سرکار نرم، میخواستم برم تهران با مطهره و مهلا بریم بیرون اما انقد گرمه که اصلا دلم نمیخواد از خونه برم بیرون و سردرد عجیبی دارم. اگه خونه بمونم هم مجبورم تنها باشم ، مامان و امیر ۴ به بعد نیستن خونه!

شاید هم اصلا زنگ بزنن بگن بیا سرکار 😒.

موهامو سه روزه ریز ریز بافته‌بودم که امروز غروب بازشون کنم فر بشن برم بیرون قشنگ باشه . حموم میرفتم ولی موهامو نمیشستم🥲. دیگه امروز بازشون میکنم دیگه نمی تونم تحمل کنم . باید برم سرمو بشورم. اما موی بافته توی این گرما خیلی بهتر بود خدا وکیلی کمتر عرق می‌کنه.