2646
یعنی برای من که عاشق خوندن روزمرگی هاتون و دغدغه هاتون هستم این حجم دوری از بلاگفا خیلی سخته😭😭.
کل این روزایی که نبودم شبکار بودم ... ازین شبکاریایی که آخرش از زانو درد و پادرد با گریه میرم خونه.
دیروز بالاخره یه روز زودتر رفتم خونه. هم پریود بدی شدم هم رفتم واسه داداشم کادوی تولد گرفتم و همون دیشب با مامانم جشن سه نفره ی کوچیکی گرفتیم. تولدش فرداس البته! که دیگه وقت نمیکنیم.
داداشمو خیلی دوست دارم.
+ ۱۴۰۳/۱۲/۲۰ | 10:14
|