2139
امشب کلاس زبان تشکیل نشد.
کارگاه با مرتضی تنها بودم و کشمشی زدیم ، دانمارکی زدیم ، تر و کیک رو فول کردیم و واسه ی قنادی دایی هم جنساشو اوکی کردیم ...
از دیروز صبح که بعد از یه هفته رفتم استخر تمام گردن و کت و کولم گرفته الآنم با یه کیسه آب گرم میخوابم که صبح زود بیدار شم.
عاره راستی دقیقا همون روزی که از دلدرد داشتم میمردم و نرفتم استخر پریود شدم تا وقتی که مهمونامون برن تموم شدم.
امروز صبح هم رفتم بانک کارتمو اوکی کردم.
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۴/۲۸ ساعت 22:31 توسط
|