امشب کلاس زبان تشکیل نشد.

کارگاه با مرتضی تنها بودم و کشمشی زدیم ، دانمارکی زدیم ، تر و کیک رو فول کردیم و واسه ی قنادی دایی هم جنساشو اوکی کردیم ...

از دیروز صبح که بعد از یه هفته رفتم استخر تمام گردن و کت و کولم گرفته الآنم با یه کیسه آب گرم می‌خوابم که صبح زود بیدار شم.

عاره راستی دقیقا همون روزی که از دل‌درد داشتم میمردم و نرفتم استخر پریود شدم تا وقتی که مهمونامون برن تموم شدم.

امروز صبح هم رفتم بانک کارتمو اوکی کردم.