3193
نگفتم دیروز داداشم ناهار گرم کردنی قابله رو سوزونده بود. الان داشتم اونو میشستم زیر ناخنم زخمی شد پر از خون شد. زیر ناخن زخمی شدن خیلی بده.
یادم افتاد دلم میخواد ناخن بکارم اما به خاطر این شغلم نمیتونم.
دارم یه برنج میزارم برای فردا.
داداشم دیر میاد گفت میره پیش دوستش.
شقایق گفت بیدار بمون از عروسی برگشتم زنگ میزنم حرف بزنیم.
+ نوشته شده در ۱۴۰۵/۰۶/۰۸ ساعت 0:12 توسط
|