سردرد دیروزم با ۴ تا نوافن هم خوب نشد زد به چشمام. چشم بسته کار میکردم تایمای آخر.

شب ساعتای ۱۰ خوابیدم فک کنم دیگه نمیتونستم چشامو باز نگه دارم.

دیگه انتظار برای دخترداییم رو گذاشتم کنار و از امروز صبح تنهایی استخر رو شروع کردم. داداشم هم این تایم می‌ره باشگاه صبح تا استخر من نشستم پشت فرمون تا یکم دستم راه بیوفته برگشت هم پیاده اومدم سرکار.