انقد این روزا مسائل توی ذهنم میمونه مثلاً یادم نمیره مسواک بزنم یادم نمیره کتابمو ببرم یادم نمیره جورابمو با صابون بشورم یادم نمیره لباسامو از توی ماشین دربیازم پهن کنم ، یادم نمیره شلوارمو آویزون کنم حتما ، یادم نمیره کلیدمو ببرم یادم نمیره دولینگو رو انجام بدم ، هیچی یادم نمیره و وقتی یه کاری یادم می‌ره خوشحال میشم ، وقتی شارژرمو سرکار جا میزارم یهو خوشحال میشم میگم خب منم یکم بیخیال شدم خداروشکر خوش اومدی به این زندگی بی‌خیالی ، بعد از اینکه یادم اومده که شارژرمو سرکار جا گذاشتم ناراحت میشم ، با خودم میگم باید کلا یادم می‌رفت بعد که میومدم سرکار یهو می‌دیم عه! من کی این شارژر رو جا گذاشتم! [ حالا شارژر استعاره است مثلاً هر چیزی ] چند روز پیش شلوار کارمو برده بودم خونه بشورم بعد یادم رفت بود اومدم سرکار با شلوار بیرونیم کار کردم کلی آردی کثیف شد بعد خوشحال بودم ! از اینکه انقد به مسئله ی پیش پا افتاده ای مثل شستن و جا نذاشتن شلوار کار فکرد نکرده بودم و اصلا یادم رفته بود که بردمش بشورم.

میشه یکم متوجه منظورم بشید من خوشحال بشم!؟ 🤣.