سلام ((:

دیروز وقت دندون پزشکی داشتم اماااااا چون یکی از دوستای راهنمایی دبیرستانم زنگ زد گفت من تهرانم تو میایی یا من بیام دیدنت ، وقت مو جا به جا کردم ، پریروز رفتم دندون پزشکی و شب برگشتم سرکار ، حدودا ۵ ساعتم تو دندون پزشکی هدر رفت، و البته رفتم پیش یه جراح برای معاینه ی این دندون عقل لعنتی ، گفت دندونت روی خط عصبه ، نفهمیدم دقیق گفت عصبش با عصب صورتته مرتبطه ، ممکنه بعد عمل این سمت صورتت کمی حسش کمتر باشه و امااا هزینه ی عمل ۸ میلیون ناقابل😐😐😐

پول علف خرسه واقعا !!!

خلاصه که دیروز صبح با یه کیک و شکلات و هدیه به دست راه افتادم تهران ، قرار شد جفت مون بریم خونه ی اون دوستم که تهرانه .... وقتی رسیدیم یکم دور هم حرف زدیم چایی خوردیم به شقایق زنگ زدیم .... چرت و پرت گفتیم ، آهااان راستی با کیک شون کلی عکس انداختن، هر دوتا دوستام به تازگی عمل کردن بینی هاشونو واسه همین واسشون کیک دماغ عملی درست کردم😂😂😂 [ این عکس کات خورده ی سلفیه عکس با کیفیت از کیک ندارم😂 ]

بعدش ظهر رفتیم یه کافه گیم ، پاستا خوردیم و بازی کردیم ، یه بازی فکری بود که زیادم جالب نبود ، آبجی دوستم می‌گفت باحاله ولی نبود😂

بعد رفتیم پلاتین که فقط یکم دور بزنیم ولی بچه ها واسم یه هدیه تولد ناز گرفتن🥺🥺 چشام قلبی و اکلیلی شد حقیقتا

[ یعنی گفتم بچه ها چقد این نازه عاشقش شدم بزارین یه عکس بندازم ] بعد که از مرکز خرید اومدیم بیرون دیدم واسم خریدنش و من واقعا اصلا نفهمیدم کی😂🌟

موچی هم خوردیم البته ، اولین تجربه ی موچی م بود ... بد نبود ، می‌خوام خودم درست کنم.

شب هم رفتیم خونه چایی و تنقلات برداشتیم و پیاده رفتیم پارک آب و آتش و پل طبیعت ، ایرهاکی بازی کردیم و سیب زمینی خوردیم، خیلی حال داد😍😍😍

واقعا خوش گذشت بچه هااابعد مدت ها اندازه ی یکی دوماه انگیزه و روحیه گرفتم ...

خیلی وقت بود از معاشرت با آدما ( چه آشناهای قدیمی چه جدید ) حس بدی می‌گرفتم

ولی اینبار خیلی خوش گذشت

اینجوری بودیم که الکی به هرچیزی می‌خندیدم ، بی ریا و بی قل و غش❤️❤️🥺

شبم تقریبا تا دیر وقت داشتیم حکم و هفت خبیث بازی میکردیم😬😬😬

الانم توی اسنپم که دیر نرسم سرکار.