دیشب تا ساعت ۱ سرکار بودم

و اومدم خونه یه کاسه آش خوردم و شروع کردم به کمک کردن به داداشم . یه سفارش گرفته مربوط به نئون فلکسی ولی چون همش مغازه می ایسته نمی تونه تمومش کنه تا ساعت سه صبح کمکش میکردم و ساعت ۹ تا الان هم کلاس داشتم.

کلاس امروز واقعا پر بار نبود! انگار فقط تند تند داریم کتاب رو تموم میکنیم. و البته خوابم میومد واقعا.

هفته ی گذشته سریال absentia رو تا قسمت ۸ دیدم خیلی جاها خیلی سریع حرف میزنن خیلی کلماتش قلمبه سلمبه اس و‌خوب متوجه نمیشم و زیرنویس فارسی‌ش رو هم نتونستم پیدا کنم ولی محور داستان جالبه و دنبالش میکنم دگه.