2619
دارم روی یه آشپزخونه ی مینیاتوری کار میکنم چند هفته اس.
خیلی دوسش دارم، چارچوبشو با اره بریدم و چسبوندم.
دیروز اون نجاری که ازش چوب گرفته بودم وقتی داشتم از جلوش رد میشدم صدام زد گفت این چوبای اضافه رو واسه تو نگه داشتم ، انقد ذوق کردم که لبخند از لبم نمیرفت😍.
یه پیرمرد مهربونه.
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۱۱/۱۷ ساعت 11:35 توسط Fαтιмα
|