تقریبا هرشب به فیلم دیدن با مامانم و داداشم میگذره ...

کارمون زودتر تموم میشه و بعد افطار خونه ام.

یکم زبان میخونم و با امیر ویدیو میگیریم واسه پیجش و همینجوری روزای اول بهار میگذره ...

دیروز جلسه ی سوم لیزرم بود و راضی ام (:

البته دیروز خیلی حالم بد شد ، شب قبلش هم کلی بالا آوردم دیروز هم زردآب بالا آوردم و نتونستم روزه بگیرم. از اول ماه رمضون تا دیروز بدون وقفه روزه گرفتم ولی دیروز دیگه بیش از حد حالم بد شد.

خب دیگه خبر خاصی نیست دارم آماده میشم برم سرکار و امیدوارم پر انرژی کار کنم که شب زود تموم شم بتونم با مامانم برم مسجد .